العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )

227

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

از جريان اصحاب كهف شهيد كردن من و بردن من است . 33 - در كتاب : محاسن از عمر بن على بن الحسين روايت مىكند كه گفت : وقتى حسين بن على كشته شد زنان بنى هاشم لباس مشكى پوشيدند . از گرما و سرما شكايتى نداشتند . حضرت على بن الحسين عليه السلام به علت اينكه آنان ماتم زده بودند براى ايشان غذا درست ميكرد . 34 - در كتاب : مجالس مفيد از عبد اللَّه بن عامر روايت مىكند كه گفت : هنگامى كه خبر شهيد شدن امام حسين بمدينه رسيد اسماء دختر عقيل بن ابى طالب با گروهى از زنان قبيلهء خود خارج شد و آمد تا بقبر پيغمبر خدا رسيد و به آن پناهنده شد . بعدا متوجه مهاجرين و انصار گرديد و اشعارى را خواند كه مطلع آنها اين است . ما ذا تقولون اذ قال النبى لكم : الى آخره . 35 - در كتاب : تهذيب از حضرت امام محمّد باقر عليه السلام روايت مىكند كه فرمود : چهار مسجد در كوفه براى اينكه امام حسين را شهيد كردند تجديد شدند بدين شرح : مسجد اشعث . مسجد جرير مسجد سماك . مسجد شبث بن ربعى . 36 - مؤلف گويد : در بعضى از كتب علماى شيعه روايت شده كه نصرانى از طرف پادشاه روم نزد يزيد بن معاويه آمد يزيد سر مقدس امام حسين را در آن مجلسى كه نصرانى حضور داشت آورد . وقتى چشم آن نصرانى بسر مقدس امام حسين افتاد بقدرى گريه و صيحه و نوحه كرد كه محاسنش بوسيلهء اشك تر شد . سپس گفت : اى يزيد بدان : من در زمان زنده بودن پيامبر اسلام به منظور تجارت وارد شهر مدينه شدم . من در نظر داشتم براى پيغمبر خدا هديه‌اى ببرم . از اصحاب آن حضرت جويا شدم : پيغمبر خدا چه هديه‌اى را بيشتر دوست دارد ؟ گفتند : عطر از هر چيزى نزد آن بزرگوار محبوبتر است زيرا كه رغبت كاملى به عطر دارد . من دو نافهء آهو و مقدارى ، عنبر براى آن حضرت كه در خانهء ام سلمه رضى اللَّه عنها بود بردم . وقتى جمال مباركش را مشاهده نمودم از ديدن او نور بيشترى